محمد خوانسارى

249

فرهنگ اصطلاحات منطقى به انضمام واژه نامه فرانسه و انگليسى ( فارسى )

فلان صفت معنى ندارد . و به اصطلاح ثبوت شىء براى شىء فرع ثبوت مثبت له است . ( قاعدهء فرعيّت ) بهرحال مراد از هل مركّبه ، استخبار از اين امر است كه آيا شىء به حالى مخصوص موجود است يا نه . و به عبارت ديگر مطلب هل بسيطه اين است كه « هل الشىء موجود مطلقا ؟ » و مطلب هل مركّبه اين است كه « هل الشىء موجود به حال كذا ؟ » . و طالب يعنى سائل جوياى يكى از دو طرف نقيض است . مطلب لم - مطلب لم سؤال از چرائى يعنى علّت است . و مرتبهء آن پس از مطلب هل است . و آن بر دو قسم است : يكى لم ثبوت « 1 » ، و ديگر لم اثبات . زيرا كه مطلب لم تعرّف علّت جواب هل مىكند . و آن يا تنها براى تعرّف علّت تصديق است در ذهن ، و يا براى تعرّف علّت وجود ( - ثبوت ) است در خارج . مثلا با هل مركّبه سؤال مىشود كه « آيا احمد با فلان كس دشمن است ؟ » مىگويند بلى . آنگاه سؤال مىشود « چرا ؟ » يا « به چه دليل » . در اينجا ممكن است از دليل دشمن شدن احمد سؤال كرده باشند . يعنى مىخواهند بدانند علّت دشمنى احمد چيست . و چه چيز موجب برانگيختن دشمنى در وى شده است . در اينجا « لم » « لم ثبوت » است يعنى لمى كه از علّت وجود يافتن شىء سؤال مىكند . يا ممكن است از دليل اثبات دشمنى او سؤال كرده باشند . يعنى مىپرسند تو به چه دليل به دشمنى او پى بردى ؟ و دليل تو بر اثبات دشمنى او چيست . و در اين صورت لم اثبات به كار برده‌اند . مثال ديگر : كسى مىگويد : اين كودك سرما خورده است . مىگوئيم « چرا ؟ » يا « به چه دليل ؟ » يعنى تو چگونه به سرماخوردگى او پى بردى ؟ و دليل تو بر اثبات اين مدّعا چيست ؟ در اين‌جا سؤال با لم اثبات است . او پاسخ مىدهد از تنفّس صدادار ، و بالا بودن درجهء حرارت ، و بىحالى و بىاشتهائى و علائم ديگر . . . اما يك وقت سؤال مىكنيم كه چرا سرما خورده است . يعنى علّت وجود سرماخوردگى او چيست ؟ طرف پاسخ مىدهد چون عرق‌دار در معرض جريان هوا نشسته است . در اينجا سؤال با لم ثبوت است « و اما مطلب لم دو گونه است : يكى كه چرا گفتى ؟ و ديگر كه چرا هست » ( دانشنامه ،

--> ( 1 ) . ثبوت به معنى وجود است ، مانند حصول و كون . از اين چهار لفظ در نحو تعبير به افعال عموم مىشود : افعال عموم نزد ارباب عقول كون است و ثبوت است و وجود است و حصول .